احمد بن محمد ميبدى

660

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

پيرايهء فقر و پادشاهى دين است * القصّه ره نجات خواهى دين است از مخاطبهء نهم در شرع اسلام گويد : دين اسلام شرع مصطفوى است * راه ايمان سلوك مرتضوى است مصطفى دان رسول و ره رهِ او است * ره رَهِ مرتضى و عترت او است گر تو زين گونه يا بى آگاهى * عارف حقّ و سالك راهى در رهِ معرفت قدم زده‌اى * برتر از نُه فلك عَلَم زده‌اى از مخاطبهء دهم در طاعت و صبر : گر نيكىِ خويشتن به دل مىخواهى * در خير ، جزاىِ هر عمل مىخواهى در طاعت حق بكوش و در صبر بساز * گر فيض جمال لم‌يزل مىخواهى از موعظهء چهارم در فنا و هستى گويد : عبد اللّه مردى بود بيابانى ، مىرفت در پىِ آب زندگانى ، ناگاه رسيد به شيخ خرقانى ، ديد چشمهء آب زندگانى ، چندان آشاميد كه از خود شد فانى چنان‌كه نه عبد اللّه ماند و نه خرقانى ! تا چند به بازوى خودت پست شوى * بشتاب كه از فناى خود هست شوى از مايه و سودِ دو جهان دست بشوى * سودِ تو همان به كه تهيدست شوى از موعظهء دهم در راز و نياز : اى زاهد خودبين كه نه‌اى محرم راز * چندان به نماز و روزهء خويش مناز كارت ز نياز مىگشايد نه نماز * بازيچه بود نمازِ بىصدق و نياز ! از موعظهء يازدهم در خوى نيك : گر به صورت مَلَكى يا به لطافت حورى * تا به معنى نرسى از همه دلها دورى حسنِ خُلق است كه از خَلق بماند جاويد * حسن ده روزه چه باشد كه بر او مغرورى ؟ ! از موعظهء دوازدهم در بى خود شدن : يا رب دل پاك و جان آگاهم ده * آه شب و گريهء سحرگاهم ده در راه خود اوّل ز خودم بىخود كن * بىخود چو شدم ز خود به خود را هم ده 5 - رسالهء در باب مقالات داراى 28 مقام . در اينجا براى نمونه چند مقام را به نثر و نظم مىآوريم : در باب دوستى گويد : دوستى يا علتى است و آن دوستى هوا است ، يا خلقتى است و آن قضا است ، يا حقيقى است و آن عطا است . دوستى كه از علت خيزد در نفس آميزد و دوستى كه از خلقت خيزد در دل آميزد و دوستى كه از حقيقت خيزد در جان آميزد . از هرچه مراد بود پرداخته‌ام * تا هرچه ز دوست بود بشناخته‌ام در آتش عشق دوست بگداخته‌ام * زان بيش بسوختم كه بشناخته‌ام گفتار در باب شوق گويد : يك چند تپيديم و در آن فرسوديم * آخر چو بسوختيم فروآسوديم بدانكه شوق آتشى است كه شعلهء آن از آتش محبّت خيزد و خانهء انتظار را خراب و عاشق را بىقرار و بىخواب كند و مرد در شوق